نام کاربری : ایمیل : سطح دسترسی : نام : نام خانوادگی : نام مورد نمایش : شناسه کاربری : 0 شعر مبهم | نامینامی

شعر مبهم

منشـاء شـعر غـزل گوها هنـوزم مبـهم است
صاحبـان چشـم و اَبروها هنـوزم مبهـم اسـت

بایـد از الهـام شـعرم چهـره ای می سـاختم
دلبـری با عطـر گیسـوها هنـوزم مبهم اسـت

عاشـقی آییـن زیباییـست در قامـوس مـا
عشق در معیار و الگوها، هنـوزم مبـهم اسـت

مـردی و مردانگی رنج است در مـردانِ مـرد
درک دلتنـگیِ بانـوها، هنـوزم مبهـم اسـت

کوچ دارم می کنـم از کوچـه هـای زنـدگی
کوچ دلتنـگ پرسـتوها هنـوزم مبـهم اسـت

این جـهان بازیـچه ی انسـان و امّا آن جـهان
درک دوزخ ها و مینـوها هنـوزم مبـهم اسـت

بازخـوانی کرده ام اسـطوره هـای درد را
ذهـن تاریخ از هیاهـوها، هنوزم مبـهم است

شیخ و زاهد هر دو بی تاب از عدالت خواهی اند
نا تـرازی از ترازوهـا هنـوزم مبهـم اسـت

عـده ای در تنـگنای لقـمه ای از نان شـب
پـول برخی روی پاروها، هنـوزم مبهم است

درد پشـتِ درد مـی زایـد مقیـمِ زنـدگی
چـون اثر بخشیِ داروها هنـوزم مبـهم است

عشـق مبهم، مرگ مبهـم، زندگی در آدمـی
جمعِ اَضداد است و نیروها هنـوزم مبـهم است

مـن پـر از ایهام و تشـبیهم، مراعاتم کنیـد
منشـاء درد غـزل گوها هنـوزم مبـهم است

(Visited 39 times, 1 visits today)

تصاویر بیشتر

فایل های بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

ایمیل: info@naami.ir
کلیه حقوق معنوی و مادی برای سایت نامی محفوظ می باشد. بهمن 1395